اگر
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 16:56
اگر آنی بودی که ادعا کردی اگر حالا یک جایی دور و بر جایی که من هستم کار گرفته بودی و آزمایشی ات را گذرانده بودی و مستقر شده بودی اگر روی من دست بلند نکرده بودی اگر آنقدر گستاخانه و حد نشناسانه در مورد کارت اعتباری و لطف من رفتار نکرده بودی اگر اینقدر در مورد خودت، احساست و تواناییهایت متوهم نبودی اگ
حدنشناس
-
تاریخ: 1396/1/31 ساعت: 4:33
این اواخر شاهکارهایی زده ای که نمیتوانم ندید بگیرم. قطعا قطع کامل ارتباط در انتظارت خواهد بود. صبر کن و ببین موجود ترسناک. بحث ناخوشایند کارت اعتباری من هنوز تمام نشده! اواخر درخواست کردی دوباره پول بریزم. اولش مخالفت کردم اما دفعه ی بعدی که گفتی فکر کردم بهتر است موافقت کنم چون اولا تو مسافری و دلم
چله شکن
-
تاریخ: 1395/12/16 ساعت: 17:33
دیشب با زنگت نگذاشتی چله ی من تمام شود. البته برای خودم توجیه کردم که من چله ام را نشکستم. نه و نیم زنگ زدی و گفتی یک ساعت بعد زنگ می زنی. تپش قلب گرفتم با دیدن پیش شماره. زنگ زدی. یک ساعت و نیم بیشتر حرف زدیم. کمی باز بر سر اختلافات اساسی بحث کردیم، کمی خبرهایمان را گفتیم. اما به نظرم نکته ی اصلی ...
صفحه اش
-
تاریخ: 1395/12/6 ساعت: 4:04
عکس جدید گذاشته بود از لیس بون و آلبو فیرا. چند ساعت بعد احتمالا چون هیچ لایک ی نخوردند چند تا رو برداشت. دلم براش می سوزه که تو چهل و شش سالگی دلخوشی زندگیش تعداد لای ک و پز دادن به همسن و سالاشه. مرد بیچاره! تبریکات تولدش رو هم حال بد کن و تا حدی چندش آور جواب داده! در جواب اکثریت نوشته با وجود دو...
جسارت
-
تاریخ: 1395/12/6 ساعت: 4:04
پریشب قبل از خواب کمی در مورد سایتهای آنلاین دی تینگ سرچ کردم و دیروز ناگهانی دل به دریا زدم و توی سه تاشون اکانت ساختم. یکیشون رو بعد حدود بیست و چهار ساعت پاک کردم چون بهش می اومد محل عرضه و تقاضای یک سری چیزهای خاص باشه کما اینکه چند تا پیامی که گرفتم هم در همون راستا بود. بعد یک آقای چهل و هشت ...
تلاش
-
تاریخ: 1395/12/6 ساعت: 4:04
دیشب زود خوابیدم و نیمه شب بیدار شدم و ویرم گرفت پروفایل دوم که تنها پروفایلی بود که عکس داشت رو هم پاک کنم. رفتم از روی گوشی و نشد اما عوضش دیدم چه آدمهای نچسب ترسناک ظاهری بهم پیام داده بوده اند. جالب اینجا بود که روی گوشی عکسهاشون رو می دیدم! خلاصه ساعت چهار صبح پا شدم لپ تاپ آوردم و پاکش کردم. ه...
چله
-
تاریخ: 1395/12/6 ساعت: 4:04
چله گرفته ام که به حرف نزدن و حال نپرسیدن عادت کنم. بیست و هشت روزش گذشته. اوایلش سخت بود اما حالا نه آنقدر. یک تغییر عجیب اتفاق افتاده که اصلا دلم نمی خواهد با او حرف بزنم. مثل اوایل بعد تمام کردن. احساس می کنم حتی حرف زدن کوتاه هم به هم می ریزدم. شاید دوباره حسهای دوست داشتن و دلتنگی بجوشند. هی ف...
افسردگی
-
تاریخ: 1395/12/6 ساعت: 4:04
امروز همت کردم و رفتم پیش هوس آرتزم. از زانو درد گفتم و غم شدید و گریه های این روزها. گفت نشانه های افسردگی ناخ دم ترنونگ دارم و به منشی گفت برایم فوری از نورولوگن سوشیوتراپیست وقت بگیرد. گفتم بروم پیش مشاور؟ گفت اول برو پیش نورولوگن ببینیم چی تشخیص می دهد. رسیدم خانه باز اشکم سرازیر شد. من لایق ای...
خاطره
-
تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 2:01
آن وقتها که بودی پیگیر آمار تغییرات ماهانه بودی. خوشایند نبود و هر بار در جواب اعتراض من می گفتی که این توجه است و دلیل ناراحتی من را نمی فهمی. نزدیک که می شد هم می گفتی خواست باشد یا به طور خاصتر حال می پرسیدی. هزار بار هم تاکید می کردی قرص آ هن بخورم. آخرین باری که درباره ی این موضوع پرسیدی اوایل...
آزار- آموختن
-
تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 2:01
یک اشتراک من و آقایدوست و البته من و خیلی از دوستان دیگرم علاقه به یاد گرفتن و اهمیت بالای یاد گرفتن در زندگی است. اینکه تجربه ای منجر به یاد گرفتن شود برای ما دلچسب است. حتی در تعریف داستان می گوییم خیلی خوب بود، خیلی چیز یاد گرفتم! آشناتر نسبت به یاد گرفتن چیزهای جدید علاقه ای نشان نمی داد. تمام ...
(بدون عنوان)
-
تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 2:01
تنها جایی که رد آشناتر را می بینم اف بی است. دیشب دیدم که از بعد از شش و هفت صبح تا ده و اندی شب ما وارد نشده بود. دلم هزار راه رفت. کلی مقاومت کردم که پیام ندهم. صبح هم تلاش کردم روی گوشی ببینم که نشد. عصر اولین کاری که بعد خانه آمدن کردم چک آخرین ساعت حضورش بود. دقایقی قبلتر بود! خیالم راحت شد. ا...
بو
-
تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 2:01
امشب باز وسوسه ی پیام دادن و حس دلتنگی قوی شده. پس دوباره به دلایل به هم زدنم رجوع می کنم. امروز در جلسه ی دوره ای بخش کنار مستاجر سابق خانه ی فعلی ام نشسته ام. آنقدر بلند نفس می کشید که آزار دهنده بود چرا که صدای روسا را هنگام ارایه گزارش خوب نمیشنیدم. یاد صدای بلند نفس کشیدن آشناتر در خیلی مواقع ا...
مهمان آداب ندان
-
تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 2:01
آن روزهایی که پیش من آمد قرار بود خیلی خوب باشند اما شدند مایه ی زجر! مهمان نبود و آداب مهمانی را هم به جا نمی آورد. در مورد همه چیز اظهار نظر می کرد و ایراد می گرفت از کجی راه پله و زیادی تعداد پله و کوچک بودن خانه و نامناسب بودن حمام و .... پرده ها را هم مرتب در می آورد و حرف گوش نمی داد. برای خود...
چهره
-
تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 2:01
قبل اینجا آمدنش نشد از نزدیک درست و حسابی ببینمش. اینجا که آمد یک روز که نزدیکش نشسته بودم متوجه برش زیر چانه شدم که گوشت اضافه آورده بود. فکر کردم بیماری ای داشته! پرسیدم گفت جراحی پلاستیک کرده و چون بد گوشت است اینطور شده! غبغبش را عمل کرده بود!! بعد متوجه شدم بینی اش هم از زیر یک بریدگی کوچک دارد...
عکس!
-
تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 2:01
عکس گذاشته در صفحه اش. عکسهایی که من گرفته ام از سفر ماد.رید. مشابه عکسی که من در صفحه ام داشتم و بعد برک آپ برداشتم را هم گذاشته. فقط عکسهای همان شهر است! پیشرفت کرده که به بقیه ی سفرش پز نداده. حتی عکسهایی که من بعد گرفتنشان رها کردم و رفتم یک گوشه نشستم گریه کردم را هم گذاشته. عکسهایش برای من خی...
به بهانه
-
تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 2:01
شب یلدا بعد کلی بالا پایین کردن بهش پیام دادم و تبریک گفتم. گفتم چقدر بهم سخت میگذره و از شبی گفتم که شونزده ساعت آنلاین نبود و من کلی نگران شدم و آخرش با چشم گریون خودم را خواباندم تا حالش رو نپرسم. گفتم اینکه مشمول دریافت پیام تبریک عمومی اش هم حتی نشده ام ناراحتم میکنه. گفتم قرارمون این نبود. قرا...
دلتنگی و تولد
-
تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 2:01
از وطن برگشتم. خیلیی خوب شد حس و حالم. اگرچه بعد رسیدن و دیدن پیامهای تولد غریبه ها و بعضا جوابهای آشناتر دلم کلیی گرفت و مقادیری هم اشک ریختم. برای خودم حدس زدم یکی دو نفر در حال نخ دادن و گرفتن اند و از فکر اینکه او دیگری ای را مثل من ببوسد اشکم درآمد!! بعد کلاهم را قاضی کردم و دیدم که وقتی من ا...
موارد مشابه
-
تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 2:01
دوستی دارم که در یک کشور همین نزدیکیها با یک آقای اهل آن کشور از طریق یک سایت دوست شد. تقریبا همزمان با من و آشناتر شروع کردند. بعد شش ماه با هم همخانه شدند و بعد یکسال هم ازدواج کردند. ما چه کردیم؟ من بعد ماههای اولیه بیشتر انرژِی ام صرف تلاش برای تمام کردن رابطه شد. تلاشهایم هم نتیجه نداد. تلاشهای...