خرید بک لینک

آن وقتها که بودی پیگیر آمار تغییرات ماهانه بودی. خوشایند نبود و هر بار در جواب اعتراض من می گفتی که این توجه است و دلیل ناراحتی من را نمی فهمی. نزدیک که می شد هم می گفتی خواست باشد یا به طور خاصتر حال می پرسیدی. هزار بار هم تاکید می کردی قرص آ هن بخورم. 

آخرین باری که درباره ی این موضوع پرسیدی اوایل به هم زدن بود. پیام دادی چطوری؟ درد داری؟

انصافا ناراحت شدم. برایت نوشتم دوست ندارم جواب این سوال را بدهم چون ما حالا با هم نسبتی نداریم. 

شب برایم نوشتی که از صبح بعد پیام من حالت بد است. نوشتی در کشتن ما چه میزنی تیر جفا! ما را سر تازیانه ای بس باشد.

من هم نوشتم متاسفم که حالت بد شد ولی واقعیت گاهی تلخ است. 

وسط پست متوجه شدم دارم خطاب به آشناتر می نویسم! 

دلم امروز برایت تنگ بود اما متاسفانه قرار نیست حالت را بپرسم. باید حسابی مراقب باشم که احساسات زمام امور تحت کنترل مغز را در دست نگیرند که ممکن است پیامدهای ناخوبی داشته باشند.

برچسب: نویسنده: نوید فراهانی تاريخ: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 2:01

صفحه بندی