خرید بک لینک

آن روزهایی که پیش من آمد قرار بود خیلی خوب باشند اما شدند مایه ی زجر! مهمان نبود و آداب مهمانی را هم به جا نمی آورد. در مورد همه چیز اظهار نظر می کرد و ایراد می گرفت از کجی راه پله و زیادی تعداد پله و کوچک بودن خانه و نامناسب بودن حمام و ....

پرده ها را هم مرتب در می آورد و حرف گوش نمی داد. برای خودش ترکتازی ای کرد! ای بسا که در نبود من در میان وسایل کنجکاوی و جستجو کرده بود چرا که بعدها یکبار حین صحبت گفت مثلا تو که فلان قدر حقوق می گیری! و آن عدد رقم ناحالص حقوق من بود! فیشها را با خودم به شرکت برده بودم و این یعنی رونوشت قرارداد من را دیده بود! مطمینم که من حرفی از حقوقم نزده بودم!!

همه چیز را به هم می ریخت و کثیف می کرد و هتل وار اهمیتی نمی داد. مثلا من به سختی دسشویی و روشویی را در ایام حضورش شستم چون ایشان کثیف کرده بود!! خب هنوز اوایل بود و عاشقش بودم اگر اواخر بود دعوای بدی راه می افتاد و احتمالا از خانه ام به بیرون پرتاب می شد!

برچسب: نویسنده: نوید فراهانی تاريخ: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 2:01

صفحه بندی